|
سيزده روايت از پيامبر درباره مهدى
|
|
مهدى در احاديث برگرفته از آثار آية الله سيد محمد كاظم قزويني رواياتى كه از پيامبر گرامى در مورد امام مهدى عليه السلام وارد شده است . بدون ترديد بيشترين و بزرگترين دسته از روايات در اين موضوع را تشكيل مى دهد كه برخى از آنها در بخشهاى گذشته ترسيم و برخى ديگر در بخشهاى آينده ترسيم خواهد شد. از شگفتيها در اين مورد، اين است كه بيشترين روايات موجود در كتابهاى اهل سنت پيرامون وجود گرانمايه حضرت مهدى عليه السلام ، از خود پيامبر گرامى است و اين روايات نيز با سندهاى متعدد و مضامين و محتواى متنوعى وارد شده است .
برگرفته از آثار آية الله سيد محمد كاظم قزويني 1_ ((سعيد بن جبير)) از ((ابن عباس )) و او نيز از پيامبر آورده است كه فرمود: ((ان خلفائى و اوصيائى و حجج الله على الخلق بعدى لاثناعشر، اولهم اخى و آخرهم ولدى . قيل : يا رسول الله ! و من اخوك ؟ قال (ص ): على بن اءابى طالب . قيل : و من ولدك ؟ قال (ص ): المهدى الذى يملاها _ اى يملاءها _ قسطا و عدلا كما ملئت جورا و ظلما. و الذى بعثنى بالحق بشيرا لو لم يبق من الدنيا الايوم واحد لطول الله ذلك اليوم حتى يخرج فيه ولدى المهدى ، فينزل روح الله عيسى بن مريم فيصلى خلفه و تشرق الارض بنور ربها و يبلغ سلطانه المشرق و المغرب )) (98) يعنى : حضرت فرمودند: ((جانشينان من و حجت هاى خدا بر مردم پس از من ، دوازده نفرند، نخستين آنان برادر من و آخرين شان فرزندم مى باشد.)) پرسيدند: ((برادر شما كيست اى پيامبر خدا؟)) فرمود: ((على بن ابى طالب )) پرسيدند: ((فرزندتان كيست ؟)) فرمود: ((فرزندم ، مهدى است و همو كه زمين را لبريز از عدل و داد مى كند، همانگونه كه از ظلم و بيداد در آستانه ظهور او لبريز شده است . بخدايى كه مرا بحق و بشارت دهنده برانگيخت اگر از عمر دنيا تنها يك روز باقى مانده باشد، خداوند آن روز را آنقدر طولانى خواهد ساخت تا فرزندم مهدى عليه السلام در آن روز ظهور كند، آنگاه عيسى بن مريم از آسمان فرود مى آيد و به امامت او، نماز مى گذارد و زمين را به نور پروردگارش نورباران مى گردد و حكومت او به شرق و غرب گيتى گسترش مى يابد و زمين در قلمرو عدالت و قدرت او قرار مى گيرد.)) روايت دوم : مهدى مردى از فرزندان من است برگرفته از آثار آية الله سيد محمد كاظم قزويني 2. و نيز ((حذيفه )) از پيامبر آورده است كه فرمود: ((المهدى رجل من (( وليد، وجهه كالكوكب الدرى .)) (99) يعنى : مهدى عليه السلام مردى از فرزندان من است و چهره اش بسان ستاره درخشان مى درخشد. روايت سوم : چهره مهدى بسان ستاره نورافشان است برگرفته از آثار آية الله سيد محمد كاظم قزويني 3. و نيز آورده است كه پيامبر(ص ) فرمود: ((المهدى رجل من ولدى ، وجهه كالكوكب الدرى اللون لون عربى و الجسم جسم اسرائيلى ، يملا الارض عدلا كما ملئت جورا يرضى فى خلافته اهل السماء و الطير فى الجو يملك عشرين سنة .)) (100) يعنى : مهدى عليه السلام مردى از فرزندان من است . چهره اش بسان ستاره نورافشان است و سيما و رنگ چهره او عربى و قامت دل آرايش برافراشته است . او جهان را لبريز از عدل و داد مى كند همانگونه كه پيش از آمدن او پر از بيداد مى گردد. در حكومت او آسمانيان و پرندگان در فضا خشنود مى گردند و 20 سال حكومت مى كند. روايت چهارم : مهدى غيبت طولانى خواهد داشت برگرفته از آثار آية الله سيد محمد كاظم قزويني 4. و نيز آورده اند كه فرمود: ((المهدى من ولدى ، يكون له غيبة و حيرة تضل فيها الامم ياتى بذخيره الانبياء فيملاها عدلا و قسطا كما ملئت جورا و ظلما.)) (101) يعنى : مهدى عليه السلام از فرزندان من است . او غيبت طولانى خواهد داشت و در آن شرايط حيرتى سايه خواهد افكند كه امتها، در اين حيرت و سرگردانى گمراه مى شوند. او با ذخاير پيامبران خواهد آمد و جهان را همانگونه كه پيش از ظهورش مملو از ظلم و بيداد است ، لبريز از عدالت و دادگرى خواهد ساخت . روايت پنجم : نام او نام من و كنيه او كنيه من مى باشد برگرفته از آثار آية الله سيد محمد كاظم قزويني 5. ((قندوزى حنفى )) از ابوبصير و او نيز از امام صادق عليه السلام و از پدانش ، تا از پيامبر آورده اند كه فرمود: ((المهدى من ولدى ، اسمه اسمى و كنيته كنيتى و هو اشبه الناس بى خلقا و خلقا تكون له غيبة و حيرة فى الامم حتى تضل تضل الخلق عن اديانهم ، فعند ذلك يقبل كالشهاب الثاقب ، فيملا الارض قسطا و عدلا كما ملئت ظلما و جورا)) (102) يعنى : مهدى از فرزندان من است ، نام او نام من و كنيه او كنيه من مى باشد. و او شبيه ترين انسانها از نظر صورت و سيرت و چهره و اخلاق به من است . او غيبتى طولانى خواهد داشت و امتها در مورد او سرگردان خواهند شد تا آنجايى كه از دين خويش برمى گردند و گمراه مى شوند آنگاه در آن شرايط است كه آن حضرت بسان ستاره نورافشان به مردم روى مى آورد و زمين را از عدالت و قسط لبريز مى سازد همانگونه كه از ظلم و بيداد لبريز شده است . روايت ششم : فاطمه جان ! مهدى از فرزندان توست برگرفته از آثار آية الله سيد محمد كاظم قزويني 6. مرحوم مجلسى از ابوايوب انصارى آورده است كه پيامبر گرامى در بستر بيمارى به دخت گرانمايه اش فاطمه عليهاالسلام فرمود: ((والذى نفسى بيده لابد لهذه الامة من مهدى و هو والله من ولدك .)) (103) يعنى : فاطمه جان ! بخدايى كه جانم در كف قدرت اوست سوگند كه بى هيچ ترديدى اين امت ((مهدى )) دارد و او از فرزندان توست . روايت هفتم : مهدى اين امت ، از خاندان محمد است برگرفته از آثار آية الله سيد محمد كاظم قزويني 7. از اميرمؤ منان عليه السلام روايت شده است كه به پيامبر گرامى (ص ) گفتم : ((يا رسول الله ! آمنا _ آل محمد_ المهدى ام من غيرنا؟ فقال رسول الله (ص ): لا! بل منا بنا بختم الله الدين كما فتح الله بنا و بنا بنقذون عن الفتنة كما انقذوا من الشرك و بنا يؤ لف الله بين قلوبهم بعد عداوة الفتنة اخوانا كما الف بين قلوبهم بعد عداوة الشرك و بنا بصبحون بعد عداوة الفتنة اخوانا كما اصبحوا بعد عداوة الشرك اخانا.)) (104) يعنى : حضرت على عليه السلام پرسيدند: ((مهدى اين امت ، از خاندان محمد(ص ) است يا از ديگران ؟)) فرمود: ((از خاندان ماست . خداوند همانگونه كه دين خود را بوسيله ما آغاز كرد بوسيله ما نيز به آخرين مرحله اوج مى بخشد و ختم مى كند و همانگونه كه به وسيله ما از شرك نجاتشان بخشيد از فتنه ها نجات و رهايى شان مى دهد و همانگونه كه ميان دلهاى مسلمانان پس از عداوت و دشمنى ، شرك و كفر، الفت و محبت ايجاد كرد باز هم بوسيله ما الفت و مهر و محبت ايجاد كرد باز هم بوسيله ما الفت و مهر و محبت ايجاد مى كند و همانگونه كه پس از عداوت شرك و جاهليت اصل برادرى و اخوت را برقرار ساخت باز هم بوسيله ما با هم پرمهر و برادر مى گردند.)) روشن است كه پرسش اميرمؤ منان عليه السلام پرسش فردى آگاه و داناست كه براى آگاهى و بيدارى ديگران و براى ثبت در تاريخ يا به منظور ديگرى سؤ ال مى كند و اينگونه پرس و جو در فرهنگ دين سابقه دارد. براى نمونه به اين آيه شريفه توجه كنيد كه مى فرمايد: ((ما تلك بيمينك يا موسى !؟)) (105) و آن چيست كه بدست راست تو است اى موسى ؟ روايت هشتم : سيره و برنامه و روش او، سيره و سنت من است برگرفته از آثار آية الله سيد محمد كاظم قزويني 8. و نيز آورده اند كه فرمود: ((القائم من ولدى ، اسمه اسمى و كنيته كنيتى و شمائله و سنته سنتى ، يقيم الناس على ملتى و شريعتى و يدعوهم الى كتاب الله عزوجل من اطاعه اطاعنى و من عصاه عصانى و من انكره فى غيبته فقد انكرنى و من كذبه فقد كذبنى و من صدقه فقد صدقنى الى الله اشكوا المكذبين لى فى امره و الجاحدين لقولى فى شاءنه و المضلين لامتى عن طريقته ... و سيعلم الذين ظلموا اى منقلب ينقلبون .)) (106)(107) يعنى : ((قائم )) از فرزندان من است . نام او نام من و كنيه او كنيه من و اخلاق او اخلاق من ، سيره و برنامه و روش او، سيره و سنت من است . او مردم را به راه و رسم من بپا مى دارد و به كتاب خدا فرا مى خواند. هر كس او را فرمان برد مرا فرمان برده است و هركس او را نافرمانى كند مرا نافرمانى نموده است و هركس او را در دوران غيبتش انكار كند، مرا انكار كرده است و هركس وجود گرانمايه و آمدن او را دروغ پنداشته است و هركس او را گواهى و تصديق نمايد، مرا تصديق كرده است . من از تكذيب كنندگان خويش در مورد مهدى عليه السلام ، و انكار كنندگان سخن خود درباره او و گمراهان ، و گمراه گران امتم از راه و رسم او، به بارگاه خدا شكايت مى برم . و كسانى كه ستم مى كنند بزودى خواهند دانست كه به چه جايگاه و مكانى باز مى گردند. روايت نهم : زمين را لبريز از عدل و قسط مى سازد برگرفته از آثار آية الله سيد محمد كاظم قزويني 9. و نيز از ((ابن عباس )) آورده اند كه پيامبر فرمود: (( على بن ابى طالب امام امتى و خليفتى عليهم بعدى و من ولده القائم المنتظر الذى يملاء الله عزوجل به الارض عدلا و قسطا كما ملئت جورا و ظلما. و الذى بعثنى بالحق بشيرا ان الثابتين على القول به _ فى زمان غيبته _ لاعز_ اى اقل واندر _ من الكبريت الاحمر.)) فقام اليه جابربن عبدالله الانصارى فقال : (( يا رسول الله ! وللقائم من ولدك غيبة ؟ فقال : اى ورب و ليمحص الله الذين آمنوا و يمحق الكافرين .)) ياجابر! ان هذا الامر من امر الله و سر من سر الله مطوى ، _ اى مستور _ عن عباده فاياك و الشك فى امر الله فهو كفو.)) (108) يعنى حضرت فرمودند: ((على بن ابى طالب پيشواى بحق امت و جانشين من در ميان مردم است و ((قائم )) امت كه زمين را لبريز از عدل و قسط مى سازد همانگونه كه به هنگامه ظهورش لبريز از ظلم و جور است ، از فرزندان او خواهد بود. سوگند بخدايى كه مرا بحق و نويد رسان برانگيخت ثابت قدمان به امامت او در روزگار طولانى غيبتش بسيار اندك اند، از كبريت احمر ناياب تر.)) در اين ميان جابر بن عبدالله انصارى بپاخاست و پرسيد كه : ((اى پيامبر خدا آيا ((قائم )) كه از فرزندان شماست ، غيبتى طولانى دارد؟)) پيامبر(ص ) فرمود: ((آرى ! به پروردگارم سوگند آرى !)) و آنگاه اين آيه شريفه را تلاوت فرمود كه : (( و ليمحص الله الذين آمنوا و يمحق الكافرين .)) (109) يعنى : و تا خداوند ايمان آورندگان را پاك و پاكيزه و كافران را نابود سازد. سپس افزودند: ((هان اى جابر! اين كارى شگفت انگيز از كاهاى خدا و رازى از رازهاى اوست كه از بندگانش پوشيده است از اين رو از ترديد در كار خدا بپرهيز كه كفر است .)) روايت دهم : عيسى بن مريم به امامت او نماز مى گذارد برگرفته از آثار آية الله سيد محمد كاظم قزويني 10. در روايتى طولانى از ((ابوسعيد خدرى )) آورده اند كه پيامبر گرامى (ص ) به دخت گرانمايه اش فاطمه عليهاالسلام فرمود: ((يا بنية ! انا اعطينا _ اهل البيت _ سبعا يعطها احد قبلنا: 1_ نبينا خير الانبياء و هو بعلك . 2_ و وصينا خير الاوصياء وهو بعلك . 3_ و شهيدنا خير الشهداء و هو عم البك حمزة . 4_ و منا من له جناحان خضيبان يطير بهما فى الجنة و هو ابن عمك جعفر. 5 و 6_ و منا _ والله الذى لا اله الا اهو _ مهدى هذه الامة الذى يصلى خلفه خلفه عيسى بن مريم _ ثم ضرب بيده على منك الحسين عليه السلام فقال : من هذا ثلاثا _ اى قال عليه السلام ((من هذا)) ثلات مرات )) (110) يعنى : دخترم ! به ما خانواده هفت نعمت ارزانى گرديد كه به هيچ كس ارزانى نگرديد اينها عبارتند از: 1_ پيامبر اين امت ، بهترين پيامبران است كه پدر توست . 2_ وصى او بهترين اوصياء است كه همسر تو على عليه السلام است . 3_ شهيد ما بهترين شهيدان راه خداست كه عموى پدرت ((حمزه )) است . 4_ و آن كسى كه به او دو بال خونرنگ داده شد تا بسوى بهشت پركشد و نيز بوسيله او در بهشت پرواز مى كند از ماست و او پسر عمويت ((جعفر طيار)) است . 5 و 6_ و دو نواده گرانقدر حسن و حسين از ما هستند. 7_ و بخدايى كه جز او خدايى نيست سوگند كه مهدى اين امت از ماست . همو كه عيسى بن مريم به امامت او نماز مى گذارد. آنگاه پيامبر با دست مبارك بر شانه حسين عليه السلام زد و سه بار فرمود: ((مهدى از نسل اين است ، آرى ! اين .)) در كتاب يكى از علماى اهل سنت اين عبارت آمده است كه : آن حضرت دست بر شانه حسين عليه السلام نهاد و فرمود: ((من هذا مهدى هذه الامة .)) (111) روايت يازدهم : فرود عيسى بن مريم از آسمانها به هنگام ظهور مهدى برگرفته از آثار آية الله سيد محمد كاظم قزويني 11. و نيز جابر بن عبدالله انصارى آورده است كه پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: ((ينزل عيسى بن مريم عليه السلام فيقول اميرهم المهدى : تعال ! صل بنا. فيقول : الا، ان بعضكم على بعض امراء تكرمه من الله عزوجل لهذه الامه . (112) يعنى : به هنگام ظهور حضرت مهدى ، عيسى بن مريم از آسمانها فرود مى آيد. فرزندم مهدى عليه السلام كه سالار مردم است به او مى گويد: ((بيا و با ما نماز بگذار!.)) آنگاه مى فرمايد: ((آگاه باشيد خداوند بخاطر احترام و گرامى داشت اين امت برخى را پيشواى برخى ديگر قرار داد.)) روايت دوازدهم : قائم ، از فرزندان من است برگرفته از آثار آية الله سيد محمد كاظم قزويني 12. حضرت رضا عليه السلام از پدرانش آورده كه پيامبر گرامى فرمود: ((من احب ان يتمسك بدينى و يركب سفينة النجاة بعدى فليقتد بعلى بن ابى طالب و ليعاد عدوه و ليوال وليه فانه وصيى و خليفتى على امتى فى حياتى و بعد وفاتى و هو امام كل مسلم و امير كل مؤ من بعدى ، قوله قولى و امره امرى و نهيه نهيى و تابعه تابعى و ناصره ناصرى و خاذله خاذلى .)) ثم قال (ص ): (( من فارق عليا بعدى لم يرنى و لم اره يوم القيامة و من خالف عليا حرم الله عليه الجنة و جعل ماواه النار و من خذل عليا خذله الله يوم يعرض عليه و من نصر عليا نصره الله يوم يلقاه و لقنه حجته عند المساءلة .)) ثم قال : (( الحسن و الحسين اماما امتى بعد ابيهما و سيدا شباب اهل الجنة ، امهما سيدة نساء العالمين و ابوهما سيد الوصيين و من ولد الحسين تسعة ائمة ، تاسعهم القائم من ولدى ، طاعتهم طاعتى و معصيتهم معصيتى . الى الله اشكوا المنكين لفضلهم والمضيعين لحرمتهم بعدى و كفى بالله و ليا و ناصرا لعترتى و ائمة امتى و منتقما من الجاحدين حقهم و سيعلم الذين ظلموا اى منقلب ينقلبون .)) (113) يعنى : هركس دوست دارد به دين من تمسك جويد و پس از من به كشتى نجات اين امت بنشيند بايد به على بن ابى طالب اقتداء كند. با دشمنان او دشمنى ورزد و با دوستانش طرح دوستى ريزد. چرا كه در زندگى من و پس از سفر من به سراى آخرت ، او جانشين من در ميان امت است . او پس از من پيشوا و امام هر مسلمان راستين و سالار و امير هر انسان با ايمان است . سخن او سخن من و فرمان او فرمان من و هشدار او هشدار من و پيرو او پيرو من و ياور او ياور من است . آنگاه فرمود: ((هركس ، پس از من از على و راه رسم او جدا گردد و از آن دورى گزيند نه من او را در روز رستاخيز خواهم ديد و نه او مرا و هر كس با على مخالفت ورزد خداوند بهشت را بر او حرام ساخته و آتش دوزخ را، جايگاه او سازد. و هر كس دست از يارى او بردارد خدا در روز حساب او يارى نخواهد كرد. و هركس على عليه السلام را يارى رساند خداوند او را در روز قيامت يارى مى كند و به هنگام سؤ ال و جواب و محاسبه قيامت دليل و برهان خويش را بر دل و زبان او مى افكند و بدو تلقين مى كند.)) سپس افزود: ((حسن و حسين عليهماالسلام دو امام و پيشواى امت پس از پدرشان على عليه السلام هستند و دو سالار جوانمردان اهل بهشت . مادرشان بانوى بانوان جهان است و پدرشان سالار اوصياء. و از فرزندان حسين امامان نه گانه اى خواهند بود كه نهمين آنان ((قائم )) از فرزندان من است . فرمانبردارى از آنان فرمانبردارى از من است و نافرمانيشان نافرمانى من . از انكارگران فضايل و برترى آنان و ضايع كنندگان حرمت و عظمت آنان پس از خود به بارگاه خدا شكايت مى برم ، و خدا براى دوستى و يارى خاندانم و پيشوايان دوازدگانه امتم و به منظور انتقام گرفتن از انكارگران حقوق آنان بسنده است . و ستمكاران بزودى خواهند دانست كه به چه جايگاه و مكانى باز مى گردند.)) روايت سيزدهم : حق خدا و ما را از دشمنان حق و فضيلت مى ستاند برگرفته از آثار آية الله سيد محمد كاظم قزويني 13. و نيز آن حضرت در روز غدير در خطبه اش با خضور 120 هزار نفر(114) مسلمان فرمود: ((...معاشر الناس ! النور من الله عزوجل فى مسلوك ، ثم فى على ثم فى النسل منه الى القائم المهدى ، الذى ياخذ بحق الله و بكل حق هو لنا...)) (115) يعنى : هان اى مردم ! اين نور (رسالت و ولايت ) از جانب خدا در وجود من راه يافت ، پس از من در وجود ((على بن ابى طالب )) و نسل سرفراز او تا ((قائم ))... همو كه حق خدا و ما را از دشمنان حق و فضيلت مى ستاند... .
نويسنده:محمدرضا ربیعی نژاد |
شنبه ششم تیر 1388
|
|