|
خورشید پنهان
|
|
حضرت مهدى (ع) را به خورشيد پشت ابر تشبيه كرده اند واين مسأله برمى گردد به حديثى از خود حضرت كه مى فرمايند: چگونگى استفاده از من در غيبت، مانند استفاده خورشيد است هنگامى كه ابرها آن را مى پوشانند. (1)
صاحبان ذوق در وجوه تشابه حضرت با خورشيد پشت ابر، چنين گفته اند: 1- همچنان كه مردم انتظار بيرون آمدن خورشيد از پشت ابرهاى تيره را مى كشند تا بيشتر ازآن بهره مند گردند، در زمان غيبت نيز شيعيان و محبان حضرت همواره انتظار وجود مباركش را دارند و هرگز نا اميد نمى شوند 2-هركس با اين همه آثار ومعجزات و آیات وروايات " باز هم منكر وجود مباركش شود، مانند كسى است كه منكر وجود خورشيد گردد، هنگامى كه در پشت ابرها از ديدگان، به ظاهر پنهان است، گرچه آثار وجودش به جهانيان مى رسد 3-هر چند خورشيد در پس ابر براى مدَتى پنهان مى گردد، اما نور روشنى بخش خود را از جهانيان دريغ نمى كند و باز هم از پس ابر زمين و آسمان را روشن مى كند، امام(ع) نيز هر چندكه در پسِ پرده غيبت قرار دارد، اما نور ولايت آن حضرت بر همه عالميان پرتوافكن است، چه اين كه اگر نور آن امام نباشد، بنابر روايات معصومين (ع) زمين و اهل آن از بين مى روند و اوست كه امان اهل زمين است. البته حضرت در توقيع خود به اسحاق بن يعقوب مى نویسد: ... و اما چگونگى انتفاعى كه مردم در غيبت از من مى برند، همچون انتفاع از خورشيد است هنگامى كه در پشت ابرها پنهان شود(2) - بحار الانوار ج 53 ص 180
نويسنده:محمدرضا ربیعی نژاد |
پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1387
|
|
|
حضرت ابوالحسن على بن محمد هادى
|
|
هيبتى داشته كه نظير آن را احدى نداشته به طورى كه دشمنان آن حضرت احترامها و تعظيمهايى براى آن جناب انجام مىدادند كه براى هيچ كس آن احترامها را انجام نمىدادند، كه اين امر بر اثر هيبت آن حضرت بود نه از روى محبت و علاقه به آن بزرگوار، قائمعليه السلام نيز همينطور است كه به ويژه در دل دشمنان هيبت و رعب خاصى دارد
نويسنده:محمدرضا ربیعی نژاد |
پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1387
|
|
|
پدر حضرت
|
|
حسن بن على بن محمد بن على، ملقَب به عسكرى، يازدهمين امام از ائمه معصوم(ع)، پدر حضرت مهدى(ع) دوازدهمين امام بوده است .
در روز هشتم يا چهارم يا دهم ربيع الثانى سال 1 23 يا 232هـ ق در مدينه متولد و در روز هشتم يا اول ربيع الاول سال 260هـ ق در سامرا وفات يافت . دوران امامت اين امام، شش سال بوده ودر مدت عمر بيست وهشت يا بيست ونه سال خويش، منشأ بركات وفيوضات بسيارى بوده است. آن حضرت در دوران حكومت معتمد عباسى از دنيا رفت و دركنار قبر پدرش در سامرا مدفون گشت. حضرت عسكرى(ع)، جز امام مهدى(ع) فرزندى نداشته است. (1) 1. معارف ومعاريف ج 4 ص 514
نويسنده:محمدرضا ربیعی نژاد |
پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1387
|
|
|
صورت حضرت
|
|
در روايات در وصف چهره و صورت حضرت مهدى (ع) چنين آمده است: سيمايى چون ماه تابان دارد و چهره اش گرد و درخشان است. (1) پيشانى باز و نورانى، بينى كشيده و باريك دارد (2) چهره ای چون دينار گرد وگلگون است. (3) ديدگانش سرمه كشيده، محاسن مباركش پر مو و برگونه راست او خالى جذاب است. (4)
1. بحار الانوار ج50 ص 78 منتخب الاثرص 185.
نويسنده:محمدرضا ربیعی نژاد |
پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1387
|
|
|
مادر حضرت
|
|
نرجس خاتون، مادر بزرگوار امام زمان (ع) است . پيشوايان و ائمه (ع) از او به عنوان شايسته ترين كنيزان بهتربن زنان و يا سرور زنان ياد كرده اند. محدثين و مورخين، نام هاى متعددى براى آن بانو ذكركرده اند. از آن جمله، سوسن، سبيكه، مريم، صيقل، صقيل، حديثه، حكيمه، مليكه، ريحانه و خمط است . (1) اما مشهورترين نام او نرجس و معروف ترين كنيه اش ام محمد است. هركدام از نام هاى آن بانوى بزرگوار، بعدى از شخصيت والاى او را بيان مى كند. نرجس نام گلى عطرآگين است. خمط نوعى درخت ميوه است كه قرآن نيز آن را به كار برده است. (2) سوسن نوعى گل خوشبو و معطر و پرفايده است كه دركتاب هاى طب نيز آمده است. صيقل به مفهوم پديده نورانى وپر جلوه و نرم است. به هر حال هيچ مانعى ندارد كه يك زن با شخصيت، داراى نام هاى متعددى باشد و هركدام از آن ها در مورد او به تناسب به كار رود. در مورد نرجس خاتون، چه بساكه اين نام هاى متعدد، بر اساس مصالح سياسى و اجتماعى بوده كه براى ما ناشناخته مانده است. (3)
. بحارالانوار، ج51ص 6، كشف الغمه ، ج 3 ص 265 ، منتخب الاثر، ص 320. 2. سوره سبا، 16. 3. امام مهدى (ع) از ولادت تا ظهور، سيد محمد كاظم قزوينی ،ص 72 1 .
نويسنده:محمدرضا ربیعی نژاد |
پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1387
|
|
|
صافيه
|
|
بر طبق روايت ابن انبارى در داستان جزيره خضراء، نام شهرى است كه ابراهيم، فرزند امام زمان (ع) حاكم آن است (1).
1. نجم الثا قب، ص 222.
نويسنده:محمدرضا ربیعی نژاد |
پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1387
|
|
|
اطلاع دهندگان ولادت حضرت (ظريف)
|
|
ابو نصر ظريف از خادمان امام حسن عسكرى (ع) بوده وازكسانى است كه از تولد حضرت مهدى (ع)اطلاع يافته واز آن خبر داده است.(1)در برخى كتب ظريف بن خادم آمده است
ظريف مى گويد: هنگامى كه حجت خدا به دنيا آمد، همه خاندان خوشحال شدند وچون بزرگ شد به من دستور داده شدكه هر روز همراه گوشت، يك قطعه استخوان مغزدار هم بخرم وگفته مى شدكه مغز استخوان براى مولاى كوچك ماست. (2) ا. بحارالانوار ج 51 ص 5 ارشاد مفيد ص 330.
نويسنده:محمدرضا ربیعی نژاد |
پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1387
|
|
|
پيشگويى ولادت حضرت
|
|
پيامبر اكرم (ص) وائمه معصومين (ع) نسبت به ولادت حضرت مهدى (ع) پيشگويى كرده بودند.
"عبدالرحمن بن سمره"مى گويد: به پيامبر اكرم (ص) عرض كردم: اى رسول خدا مرا به طريق نجات هدايت كن . فرمود:هنگامى كه اختلاف خواسته ها وتفرقه آرا پيش آمد، بر تو باد رجوع به على بن ابى طالب كه او امام امت من وخليفه من بر آنان بعد از من است ... از اوست دو امام امت من... و نه فرزند حسين، كه نهم آنان، قائم امت من است كه زمين را از عدل وداد پر مى كند، پس از آن كه از ظلم وجور پر شده باشد.(1) جابر بن عبدالله انصارى در روايتى از صحيفه اى خبر داده است كه در دست حضرت فاطمه(ع) مشاهده نموده و در آن نام هاى دوازده امام (ع) همراه نام مادرانشان ياد آور شده و آخرين نام، قائم آل محمد(ع) بوده است. (2) امام حسين (ع) فرمود: قائم اين امت، نهمين فرزند از اولاد من است، واو است صاحب غيبت، وكسى كه ميراثش در حالى كه زنده است، تقسيم مى شود.(3) و امَا رواياتى كه در موردحضرت مهدى (ع)، غيبت ظهور، علامات ظهور وحوادث پس از ظهور.از طريق دو امام باقر وصادق (ع) نقل شده است به مراتب بيشتر از روايات رسيده از ساير معصومين (ع) است. ويژگى اين روایات آن است كه علاوه بر بيان اصل مسأله به بيان بعضى از خصوصیات نيز پرداخته اند. جابر جعفى از امام باقر(ع) نقل نموده كه فرمود: زمانى بر مردم خواهد آمد كه در آن زمان امامشان غايب خواهد شد. پس خوشا به حال كساني كه ثابت بر امر ما باشند.(4) روايت هاى نيز از حضرت على امام حسن مجتبى(5) امام سجاد(6)وامام صادق(7) امام كاظم(8)امام رضا(9) وامام جواد (10) (ع) در پيشگوى ولادت حضرت مهدى (ع) آمده است.
ا. كمال الدين ج 1 ص 257
نويسنده:محمدرضا ربیعی نژاد |
جمعه نوزدهم مهر 1387
|
|
|
صورت حضرت
|
|
در روايات در وصف چهره و صورت حضرت مهدى (ع) چنين آمده است: سيمايى چون ماه تابان دارد و چهره اش گرد و درخشان است. (1) پيشانى باز و نورانى، بينى كشيده و باريك دارد (2) چهره ای چون دينار گرد وگلگون است. (3) ديدگانش سرمه كشيده، محاسن مباركش پر مو و برگونه راست او خالى جذاب است. (4)
1. بحار الانوار ج50 ص 78 منتخب الاثرص 185.
نويسنده:محمدرضا ربیعی نژاد |
جمعه نوزدهم مهر 1387
|
|
|
ازدواج حضرت
|
|
محورى كه (ع)پيرامون زندگى شخصى وكيفيت معيشت امام زمان (ع) مطرح است، مسأله ازدواج و زن و فرزند حضرت است . سه احتمال وجود دارد:1. اساساً حضرت ازدواج نكرده است. ازدواج انجام گرفته، ولى اولاد ندارد ازدواج كرده و داراى فرزندانى نيز هست. اگر احتمال اول را بپذيريم، لازمه اش اين است كه امام معصوم (ع) يكى از سنت هاى مهم اسلامي را ترك كرده باشد و اين باشان امام سازگار نيست. اما از طرفى ديگر چون مسأله غيبت، اهم است وازدواج مهم، ترك ازدواج با توجه به آن امر مهم تر، اشكالى را ايجاد نمي کند. اما احتمال دوم كه اصل ازدواج را بپذيريم بدون داشتن اولاد، جمع مي کند بين انجام سنت اسلامي وعدم انتشار مكان و موقعيت حضرت اما باز اين اشكال باقى است كه اگر قرار باشد، آن حضرت شخصى را به عنوان همسر برگزيند، يا بايد بگوييم كه عمر او نيز مانند عمر حضرت طولآنى است كه بر اين امر دليلى نداريم، يا اين كه بگوییم مدتى با حضرت زندگى كرده واز دنيا رفته است كه در اين صورت، حضرت به سنت حسنه ازدواج عمل كرده وپس از آن، تنها و بدون زن و فرزند زندگى را ادامه مي دهد.
احتمال سوم آن است كه آن حضرت ازدواج كرده و داراى اولاد نيز هست واولاد آن حضرت(1) نيز فرزندانى دارند. اين مسأله، افزون بر آنكه دليل محكمي ندارد، اشكال اساسى آن اين است كه اين همه اولاد واعقاب، بالاخره روزى در جست وجوى اصل خويش مي افتند وهمين كنجكاوى وجست وجو، مسأله را به جايى باريك مي كشاند كه با فلسفه غيبت حضرت، سازگار ندارد(2) ما در اين جا روايات وادله اى كه وجود همسر وفرزند براى حضرت را اثبات مي کند مي آوريم،اما صحت و سقم بسيارى از آنها در جاى خود بحث شده و در بسيارى موارد، سخن از احتمال است كه استدلال با آن، تمام نيست. در رابطه با همسر با همسران حضرت، تنها يك روايت است كه سرنخى به دست مي دهد و آن روايتى است كه مرحوم كفعمي دركتاب شريف مصباح، نقل كرده است. بر اساس آن، همسر حضرت يكى از دخترهاى ابى لهب است (3) و در رابطه با اولاد آن حضرت رواياتى هست كه از جمله آن ها روايت انبارى است كه مرحوم مجلسى در بحارالآنوار آن را آورده و روايتى طولآنى است. (4)
ا. بحار الانوار،ج 52 ص 363.
نويسنده:محمدرضا ربیعی نژاد |
جمعه نوزدهم مهر 1387
|
|
|
زمان ولادت
|
|
نيمه شعبان در اذهان شيعيان و محبان اهلبيت ،عليهمالسلام، به عنوان روز ميلاد نجات بخش موعود معنا و مفهوم مىيابد. روز ميلاد بزرگ مردى كه انسانيت، ظهور او را به انتظار نشسته و عدالتبراى پاىبوس قدمش لحظه شمارى مىكند.
نيمه شعبان اگر چه شرافتش را وامدار مولود خجستهاى است كه در اين روز زمين را با قدوم خويش متبرك ساخته است، اما همه عظمت آن دراين خلاصه نشده و در تقويم عبادى اهل ايمان نيز از جايگاه و مرتبه والايى برخوردار است. در رواياتى كه از طريق شيعه و اهلسنت نقل شده فضيلتهاى بسيارى براى عبادت و راز نياز در شب و روز خجسته نيمهشعبان بر شمرده شده است و اين خود تمثيل زيبايى است از اين موضوع كه براى رسيدن به صبح وصال موعود بايد شب وصل با خدا را پشتسرگذاشت، و تا زمانى كه منتظر، عمرخويش را در طريق كسب صلاح طى نكند نمىتواند شاهد ظهور مصلح موعود باشد.
نويسنده:محمدرضا ربیعی نژاد |
سه شنبه شانزدهم مهر 1387
|
|